مرتضى مطهرى

112

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

لذتهاى حسّى نيرومندتر است ؛ و هم گفته شد كه لذت ، از رسيدن موجود به كمالات خود و درك آن كمالات حاصل مىگردد . پس به طور اجمال معلوم شد كه از براى انسان يك سلسله كمالات و مراتب و مقامات هست كه اگر بدانها برسد و در آنها سير نمايد به عالىترين لذتها و سعادتها نايل مىشود . اين نمط كه در « مقامات عارفين » است بيان تفصيلى همان كمالات و مراتب و مقامات است . شيخ ( ره ) در آغاز سخن در ضمن يك « تنبيه » اجمالا به آن مقامات معنوى اشاره مىكند و مدعى مىشود كه هستند كسانى كه در همين دنيا قبل از آنكه روحشان از بدن مفارقت كند آن مقامات را طى كرده‌اند . آنها در حالى كه جامهء بدن پوشيده‌اند مانند اين است كه آن را كنده و عريان شده و به عالم ملكوت شتافته‌اند ، همان طورى كه على عليه السلام فرمود : هجم بهم العلم على حقيقة البصيرة ، و بالشروا روح اليقين ، و استلانوا ما استوعره المترفون ، و أنسوا بما استوحش منه الجاهلون ، صحبوا الدّنيا بأبدان ارواحها معلّقة بالمحلّ الاعلى « 1 » . دانش به منتها درجه و كنه روشنايى خود بر آنها هجوم آورده است ؛ جانشان روح يقين را لمس كرده است ؛ چيزهايى را كه اهل تنعّم و نازپروردگان نعمت ، آنها را سخت و دشوار و گردنهء صعب العبور مىشمارند در نظر آنها نرم و سهل و مطبوع است ، و به آن چيزى كه نادانان و بىخبران از آن وحشت دارند آنان به آن مأنوس و دلگرم و دلخوش‌اند . آنان با بدنهايى با مردم معاشرت مىكنند كه جانهاى اين بدنها به بالاترين مقام هستى آويخته است . و همچنين على عليه السلام در وصف پرهيزكاران مىفرمايد : و لو لا الاجل الّذى كتب اللّه عليهم لم تستقرّ أرواحهم فى اجسادهم طرفة عين شوقا إلى الثّواب و خوفا من العقاب « 2 » . شيخ آنگاه مىگويد اين دسته از مردمان كه ما آنها را « عارفين » مىگوييم

--> ( 1 ) . نهج البلاغه ، حكمت 139 . ( 2 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 184 .